پشتپرده آن شایعه عجیب و آمریکایی درباره احمدینژاد

برترینها: گزارشی که از صبح امروز در برخی رسانههای ایرانی به نقل از روزنامه نیویورکتایمز منتشر شده، ادعاهایی بسیار عجیب و بحثبرانگیز را درباره نقش احتمالی محمود احمدینژاد در سناریوهای مدنظر آمریکا برای آینده سیاسی ایران مطرح میکند. بر اساس این روایت، گفته شده که آمریکا در مقطعی قصد داشته احمدینژاد را بهعنوان گزینهای برای رهبری جدید ایران در فرآیند احتمالی تغییر رژیم مدنظر قرار دهد، اما پس از رخدادهایی که در روزهای ابتدایی جنگ اتفاق افتاده و همچنین مجروح شدن احمدینژاد، این پروژه متوقف شده و او نیز از فهرست گزینهها کنار گذاشته شده است. در همین گزارش حتی ادعا شده که احمدینژاد از نظر روحی و جسمی وضعیت مناسبی ندارد و تحت تأثیر حوادث اخیر قرار گرفته است.
فارغ از صحت یا نادرستی این ادعاها، اصل ماجرا بهقدری غیرمنتظره و غیرعادی است که پرسشهای زیادی ایجاد میکند؛ بهویژه درباره اینکه اساساً محمود احمدینژاد امروز چه میزان پایگاه اجتماعی و سیاسی در ایران دارد و آیا اساساً میتواند در چنین سناریوهایی بهعنوان یک گزینه جدی تلقی شود یا نه.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از طبقه متوسط ایران، احمدینژاد را یکی از عوامل اصلی آغاز نابسامانیهای اقتصادی کشور میدانند؛ نابسامانیهایی که به اعتقاد بسیاری از منتقدان، از اواسط دهه هشتاد و با اجرای سیاستها و طرحهای اقتصادی ناپخته و نسنجیده آغاز شد. علاوه بر مسائل اقتصادی، بسیاری معتقدند قدرت گرفتن برخی جریانهای سیاسی تندرو و رادیکال که بعدها هزینههای سنگینی برای کشور ایجاد کردند نیز ریشه در همان دوران دارد. در سال ۱۳۸۸ نیز احمدینژاد عملاً در نقطه مقابل مطالبات بخش مهمی از طبقه متوسط قرار گرفت و همین مسئله باعث شد بخش بزرگی از این طبقه نگاه بسیار منفیتری نسبت به او پیدا کند.
با این حال، نمیتوان انکار کرد که احمدینژاد همچنان در برخی شهرهای کوچک، مناطق محروم و روستاها دارای نوعی پایگاه اجتماعی است. اقداماتی مانند مسکن مهر، پرداخت وامها و سیاستهای حمایتی دولت او باعث شده که بخشی از جامعه همچنان خاطره مثبتی از دوران ریاستجمهوریاش داشته باشند. شاید نتوان عدد دقیقی ارائه داد، اما حتی برخی برآوردهای خوشبینانه از وجود یک بدنه رأی چند میلیونی برای او سخن میگویند؛ بدنهای که ممکن است در شرایط خاص همچنان فعال شود.
در کنار همه این بحثها، نکته عجیبتر غیبت کامل احمدینژاد در حدود هفتاد تا هشتاد روز گذشته است. در این مدت نهتنها تصویر یا ویدیویی از او منتشر نشده، بلکه حتی یک پیام متنی مشخص و رسمی نیز از سوی او انتشار پیدا نکرده است. نبود ویدیو شاید بتواند با ملاحظات امنیتی توضیح داده شود، اما سکوت کامل خبری، حتی در حد یک بیانیه کوتاه، پرسشبرانگیز شده است.
از سوی دیگر، درباره اعتبار چنین گزارشهایی نیز تردیدهای جدی مطرح است. برخی معتقدند که در نیویورکتایمز روزنامهنگارانی مانند تریتا پارسی و فرناز فصیحی یا افرادی نزدیک به جریانهای سیاسی مرتبط با دولتهای روحانی و ظریف حضور و نفوذ دارند و گاهی گزارشهایی منتشر میشود که بیش از آنکه صرفاً خبری باشند، رنگوبوی جهتدهی افکار عمومی یا روایتسازی سیاسی دارند. به همین دلیل، از نگاه منتقدان، نمیتوان تمام گزارشهای منتشرشده در این رسانه را الزاماً دقیق و قطعی تلقی کرد.
منبع: برترینها



