نیشن: ترامپ با جنگ افروزی علیه ایران کشورهای خلیج فارس را به آتش کشید

به گزارش خبرآنلاین، هفتهنامه «نیشن» در گزارشی تحلیلی به قلم دیوید فاریس، استاد علوم سیاسی دانشگاه روزولت، با اشاره به تحولات اخیر در جنگ میان عربستان و یمن در حوزه غرب آسیا آورده است: حملات چشمگیر اخیر نیروهای یمنی به تأسیسات شرکت نفتی آرامکو در ظهران و فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، که منجر به تلفات و خسارات گسترده شد، نشاندهنده ضعف ساختاری امنیتی عربستان در سایه جنگ تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران است.
به گزارش ایسنا، این رسانه آمریکایی با اشاره به اینکه این حملات تنها چند هفته پس از آسیب دیدن خط لوله حیاتی نفت شرق به غرب عربستان توسط نیروهای مقاومت عراقی انجام شده، افزود: «این نمایش ناگهانی آسیبپذیری عربستان سعودی، آخرین نمونه از پیامدهای منطقهای جنگ شتابزده و ناموفق دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیه ایران است.
جنگ ترامپ هیچیک از اهدافش را محقق نکرده، اما به وضوح در حال بیثبات کردن کل منطقه خلیج فارس است و پیامدهای آن بسیار فراتر از افق انتخابات میاندورهای پیش رو یا حتی دوران ریاست جمهوری فاجعهبار خود او خواهد بود. اگر ترامپ نتواند به نحوی با تهران کنار بیاید، روشن نیست که هرجومرج کنونی خلیج فارس را بتوان در مرزهای خود متوقف کرد.»
در ادامه این تحلیل با اشاره به تغییر موازنه قدرت در منطقه آمده است: ریاض اکنون که ورق به طرز حیرت انگیزی به ضرر آن برگشته، از همه طرف تحت محاصره قرار گرفته است. تنها یک سال پیش، عربستان سعودی در اوج قدرت بود و با لابیگری در حلقه نزدیکان ترامپ، خود را از تعرفههای سنگین و خشمهای ناگهانی رئیسجمهور آمریکا در امان نگه داشته بود. در همان حال، رقبای دیرینه این کشور در تهران پس از جنگ ۱۲ روزه تابستان ۲۰۲۵، با کاهش توان هستهای و آمادگی نظامی مواجه شده بودند. ریاض همچنین اهرم فشار قابل توجهی در اختیار داشت، زیرا ترامپ مشتاق بود سعودیها از آرمان فلسطین دست بکشند و به توافق ابراهیم بپیوندند.»
فاریس در ادامه با انتقاد از سیاستهای واشنگتن نوشت: «امروز استراتژی امنیتی و توسعهای چند دههای عربستان به دلیل جنگی که ریاض خود بسیار به آن دامن زد، در بحران عمیقی فرو رفته است. هرگز دلیل موجهی برای حمایت از اتحاد آمریکا با رژیم فاسد و مستبد سعودی وجود نداشته است، اما فروپاشی ناگهانی اقتصاد عربستان پیامدهایی خواهد داشت که برای همه ناخوشایند خواهد بود. و حالا روشن شده کمبود بحرانی مهمات که گریبان ارتش آمریکا را گرفته پیامدهایی برای متحدان منطقهای آن خواهد داشت به نحوی که آنها در برابر حملات موشکی و پهپادی ظاهرا تقریبا بیدفاع شدهاند.»
تحلیلگر «نیشن» با اشاره به کمبود مهمات نظامی آمریکا افزود: این واقعیت که نیروهای یمنی میتوانند به راحتی و با یک اشاره، جامعهای ثروتمند و پیشرفته مانند عربستان را به زانو درآورند، واقعاً نگرانکننده است. این وضعیت نشان میدهد که هیچ ساختاری در کشورهای حوزه خلیج فارس که از خودشان پدافندهای موشکی پاتریوت ندارند، در برابر حملات در امان نیست. این تنها جدیدترین نشانه از این واقعیت است که ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر نابودی پایگاه صنعتی-نظامی ایران، کاملاً بیاساس است.
فاریس تاکید میکند: «ایران عروسک گردان نیروهای یمنی نیست، اما نیروهای یمنی بیش از پیش آمادهاند تا در این وضعیت پرآشوب اقدام کنند.
این رسانه آمریکایی در ادامه با اشاره به اینکه این وضعیت سعودیها و دیگر سلطنتهای خلیج فارس را در تنگنا قرار داده، نوشت: « آنها به جای تکیه بر متحدی دورافتاده و غیرقابل اعتماد در واشنگتن که به سمت جنون امپراتوری پیش میرود، زیر فشار قرار گرفتهاند تا در ازای صلح، سلطه ایران در خلیج فارس را بپذیرند. ایران افسانه برتری آمریکا در منطقه را از بین برده و بازگشت ساده سلطنتهای خلیج فارس به راهبردهای امنیتی پیشین خود را — زمانی که جنگ پایان یابد — بسیار دشوار و ناخوشایند ساخته است.»
«نیشن» درباره پیامدهای شکست ماجراجوییهای آمریکا علیه ایران نوشت: «امروز خطرات فراوانی وجود دارد که هشت ماه پیش به نظر نمیرسید وجود داشته باشد. حملات مکرر به اهداف نرم عربستان، چشمانداز هرجومرج تقریباً نامحدودی را مطرح میکند — از جمله حملات به مراکز داده، خطوط لوله، فرودگاهها و محیطهای پرهدف شهرهای رده بالای حوزه خلیج فارس که کاخهای عمودی درخشان در آنها بنا شده است. »
«نیشن» در ادامه با اشاره به اینکه شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس نیز در وضعیت وخیمی قرار دارد، نوشت: «آمریکا همچنان به تلاش پرهزینه و شبانهروزی خود برای مدیریت خروج نفت از تنگه هرمز فعلاً ادامه میدهد اما این تلاش نه پایدار است و نه قادر به بازگرداندن وضعیت در تنگه به وضعیت قبل از جنگ است. در بهترین حالت، این یک تلاش برای اولویتدهی اقتصادی است که هیچ ارتباطی با هیچ نظریه پیروزی قابل قبولی ندارد.»
فاریس همچنان در ادامه این گزارش میافزاید: «بدیهی است که ترامپ و برنامهریزان جنگ در پنتاگون به رهبری پیت هگست، هرگز به طور جدی این احتمال را که در نتیجه بمباران هوایی چند ماهه، نظام ایران نهتنها دستنخورده مانده بلکه توانایی حمله به اهداف دور و نزدیک در سراسر منطقه را حفظ کرده باشد، بررسی نکرده بودند. چنانچه یک دولت بیشرم در واشنگتن روی کار نبود، هگست باید ماهها پیش استعفا میداد. در عوض، او هیچ مسئولیتی در قبال تعمیق این باتلاق نپذیرفته و هنوز بیشتر وقت خود را صرف عکسهای سیاسی و جنگ صلیبی دیوانهوار خود برای بیرون راندن هر افسر نظامی حرفهای که قادر به تفکر مستقل است، میکند.»
این هفتهنامه آمریکایی در ادامه با اشاره به اینکه دولت ترامپ نیز امروز مصرانه راهبرد خصمانه اما شکست خورده ایالات متحده در بیش از ۲ دهه گذشته برای فروپاشی ایران را دنبال میکند نوشت: «واشنگتن منتظر فروپاشی دولت ایران تحت فشار محاصره دریایی و تحریمهای اقتصادی است. این رویکرد اما در ادامه همان استراتژیای است که ۲۵ سال است نتوانسته تغییر نظامی را که آمریکا در ایران میخواهد، محقق کند.
«نیشن» در پایان با مقایسه جنگ تجاوزکارانه ایالات متحده در عراق و جنگ کنونی آن علیه ایران نوشت: «حمله نابخردانه جورج بوش به عراق در سال ۲۰۰۳ در نهایت منجر به پیامدهای منفی و پیشبینی نشدهای از جمله ظهور داعش و بیثباتی چندین کشور در خاورمیانه شد. اکنون اشتباه خودخواسته ترامپ در خاورمیانه نیز زنجیرهای از رویدادها را به راه انداخته که ایالات متحده هم قادر به کنترل آن نیست و هم علاقهای به درک آن ندارد. نیروهای یمنی مطمئناً آخرین بازیگری نخواهند بود که از خلأ امنیتی ایجاد شده توسط جنگ دستوپاگیر آمریکا برای دستیابی به اهداف خود استفاده میکنند.»
در پایان این گزارش تصریح شده است: «شگفتآور است که پس از یک ربع قرن سلطه سیاستهای پرهزینه و فاجعهبار در خاورمیانه، ایالات متحده بار دیگر ناچار شده است بیاموزد که نمیتواند جوامع دور از خود را با ابزار خشن و بیظرفیتِ نظامی بازسازی کند. و اکنون به نظر میرسد این درس را پرهزینهتر از همیشه باز میآموزد.»
310310











