مجیدی: اگر وتوی آمریکا نبود، الزیدی هرگز به نخستوزیری نمیرسید/ دولت عراق در مسائل مختلف، تصمیمات آمریکا را تنفیذ و اجرا میکند

خبرآنلاین – علیرضا مجیدی کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «از زمان تأسیس این دولت، اساساً این دولت چگونه شکل گرفت؟ طبق قانون اساسی، بزرگترین فراکسیون پارلمان باید نخستوزیر را انتخاب میکرد. بزرگترین فراکسیون پارلمان که همان چارچوب هماهنگی بود، گزینه خود را برای نخستوزیری بهصورت رسمی و علنی اعلام کرد و گفت ما میخواهیم آقای مالکی نخستوزیر شود. اما آمریکا آمد و این انتخاب را وتو کرد.»
در ادامه بخشی از گفتگو علیرضا مجیدی با خبرآنلاین را میخوانید؛
اگر وتوی آمریکا نبود، الزیدی هرگز به نخستوزیری نمیرسید/ دولت عراق در مسائل مختلف، تصمیمات آمریکا را تنفیذ و اجرا میکند
حقیقتش این است که من با این برداشت موافق نیستم. معتقدم دولت آقای علی الزیدی، دولتی کاملاً آمریکایی است و هم علت موجده آن آمریکا بوده و هم علت مبقیه آن در ادامه، آمریکا خواهد بود.
اجازه بدهید توضیح بدهم. ببینید از زمان تأسیس این دولت، اساساً این دولت چگونه شکل گرفت؟ طبق قانون اساسی، بزرگترین فراکسیون پارلمان باید نخستوزیر را انتخاب میکرد. بزرگترین فراکسیون پارلمان که همان چارچوب هماهنگی بود، گزینه خود را برای نخستوزیری بهصورت رسمی و علنی اعلام کرد و گفت ما میخواهیم آقای مالکی نخستوزیر شود. اما آمریکا آمد و این انتخاب را وتو کرد.
وقتی آمریکا چنین انتخابی را وتو میکند، این اقدام چه دلالتی دارد؟ جدای از سایر دلالتهای این اتفاق، یک نکته روشن است: نخستوزیر بعدی، اگر مالکی نباشد و حتی اگر منتخب همان جریانی که مالکی را معرفی کرده نیز نباشد، نخستوزیری خواهد بود که وامدار این مداخله آمریکا است.
ما شاهد بودیم که پس از آن وتویی که ترامپ انجام داد، جریان سیاسی مربوطه دچار دوپارگی شد و بعد از طی فرایندی طولانی، نهایتاً آقای علی الزیدی بهعنوان نخستوزیر انتخاب شد. بنابراین، اگر آن وتوی آمریکا اتفاق نمیافتاد، قطعاً این فرد هرگز به نخستوزیری نمیرسید. این، علت موجده دولت است.
اگر بخواهم درباره علت مبقیه نیز مثال بزنم، باید به ساختار مدیریتی دولت توجه کنیم. آقای علی الزیدی سابقه مدیریت دولتی ندارد و فعال بخش خصوصی و بنگاهدار بوده است. اساساً او فاقد شبکه لازم برای مدیریت کلان در حوزههای مختلف است. در یک کشور، بهویژه در حوزههای کلان، معمولاً کشور را صرفاً خود افراد اداره نمیکنند، بلکه شبکه اطراف آنهاست که امور را پیش میبرد؛ یعنی نخستوزیر و شبکه اطرافیان او هستند که کشور را اداره میکنند.
ما بهویژه در حوزههای امنیتی و نظامی شاهد تحولاتی هستیم که تردیدی باقی نمیگذارد درباره اینکه شبکه اطراف نخستوزیر، متشکل از چهرههای نزدیک به آمریکا است.
یک مثال دیگر اینکه همین الان که با هم صحبت میکنیم، حدود ۴۰ درصد کابینه عراق بلاتکلیف است. عراق ۲۳ وزارتخانه دارد؛ از این تعداد، ۱۴ وزارتخانه در حال حاضر وزیر دارند و ۹ وزارتخانه با سرپرست اداره میشوند.
ایالات متحده آمده و برای ورود برخی جریانها به دولت وتو گذاشته و اعلام کرده که فلان جریان و فلان جریان نباید وارد دولت شوند. همین وتوی آمریکا باعث شده نخستوزیر نتواند دولت خود را تکمیل کند. بنابراین، در اینجا نیز خود نخستوزیر در حال همراهی با این روند است و این یک واقعیت دیگر است.
در مسائل مختلف، از موضوع خلع سلاح گروههای مسلح گرفته تا مسئله پروازهای ایران و موارد دیگر، شاهد هستیم که مداخله آمریکا و تصمیمات این کشور از سوی دولت عراق تنفیذ و اجرا میشود.
یک قرینه دیگر نیز وجود دارد که به نظرم باید به آن توجه کرد. آقای علی الزیدی فاقد فراکسیون پارلمانی و فاقد حزب تابع خود است. نکته جالب اینجاست که حتی درباره احزاب فعلی نیز نمیتوان گفت حزبی وجود دارد که بهطور کامل و صددرصد با نخستوزیر هماهنگ باشد.
اگر بخواهیم نزدیکترین جریانها و چهرهها به آقای زیدی را بررسی کنیم، برای مثال آقای سید عمار حکیم را داریم. قرار بود ایشان وزیر ورزش و جوانان شود، اما با وجود لابیای که خود نخستوزیر نیز در آن نقش داشت، پارلمان به او رأی اعتماد نداد.
یا درباره آقای قیس خزعلی نیز گفته میشود که به نخستوزیر نزدیک است، اما در همین حال، خود نخستوزیر از حذف منصب معاونت نخستوزیری حمایت کرد؛ منصبی که عصائب اهلالحق خواهان تصدی آن بود.
بنابراین، هیچ جریان سیاسیای بهطور کامل در ائتلاف آقای زیدی قرار ندارد و هیچکدام نیز صددرصد با او همسو نیستند.
ببینید، چنین فردی در نظام پارلمانی عراق که در آن پارلمان نقش بسیار مهمی دارد و رئیس قوه مجریه همهکاره نیست، در حالی که حتی یک نماینده مجلس سابق نیز متعلق به جریان سیاسی خودش ندارد و هیچ فراکسیون همسو با خود در پارلمان ندارد، برای مواجهه با جریانهای سیاسی و فراکسیونهای پارلمان باید ابزار دیگری برای ایجاد موازنه داشته باشد.
اینجاست که مشخصاً آمریکا اهمیت پیدا میکند. بنابراین اگر بخواهم جمعبندی کنم، در سال پنجم، عراق اساساً به سمت استقلال، شکلگیری یک دولت قدرتمند، خوداتکا و خودبنیاد حرکت نخواهد کرد و عراق در دوره آقای علی الزیدی همچنان تابع آمریکا خواهد بود.
۲۱۹











